ایام امتحانات مردم است و به من میگویند که خانم زو...ق...ی در تعطیلات کریسکس به سر میبرند!
من هم لبخندی يکوند وار میزنم
دیالوگ فریبا رو تکرار میکنم
و میگویم:
انتخاب رشته ام خوب بوده!
و با صلحی و موسوی و ملیحه میخندیم
آها
زری هم هست
یادم نبود!
این خلاصه ای از مکالمات ساعتی ما تو دفتره
:دی
امروز امتحان آیین داشتم
درسی که ملت ترم یک پاس کردن و من ب امید معرفی به استاد کشوندمشون تا ترم آخر
البته راضیم!
ب لطف درسای توری ای که ترمای پیش نگذروندم
واسه پایان نامه م وخت کافی داشتم
کلی خوشکل و خوب شده
احمدی ترخیص شد بی خدافظی
فریبا شاکی بود
من گفتم ز میزنم بش میگم تو که شیرینی ندادی
پاشو بیا ما داریم شیرینی میدیم
:دی
بهتره اسم نبرم خیلی
بگذریم
امروز از صب ک با تلفن ددی بیدار شدم ک ز زد سلام صب بخیر
پاشو دختر مگه امتحان نداری
بعد پرداخت شهریه داشتیم و
پرینت کارت ورود ب جلسه
امتجان آیین و نیم نمره غلط :دی
بعد با زری و ملیحه رفتیم دفتر
کلی مسخره بازی درآوردیم
بچه ها رفتن سلف
منم رفتم ب"باااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااز" کارت خوابگامو گرفتم
:دی
:پی
ی ذره ریدم ب معاون امور دانشجویی!
اومدم اتاق نهار جوج زدیم
بعد از 2 خوابم تا الان
تا 7
باز ددی کالد
گف کار ما چی شد؟
گفتم همیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــن الان میزنم
بنده خدا دیرش شده
نشستم کارو انجام بدم دیدم ترتیب رفرنسا غلطه
ز زدم
گف ز میزنم
دوستش پیشش بود
گفتم باجه!
رضا یزدانی داره عربده میگشم
قفلم رو مث همه جهانبخش
کردم تو موزیکای سنتی در حد بنز
همه شم تقصیر بزرگمهره
البت این بزرگمهر که میگم همون بزی نیستا
ایشون آدمه! :دی
استاده
رفیقه
مرده!
خیلی خوبه!
راستی پوستر فیلم فجر امسالم کار اونه!
برم بچه هام رو گازن!
فقط خواستم اعلام حضور کریسمسی کننم! :دی 29 خرداد 1397...
ما را در سایت 29 خرداد 1397 دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 107
تاريخ: دوشنبه
18 آذر
1398 ساعت: 21:47